خرید بک لینک

درباره سایت

روزانه

امکانات وب

نمیدونم چرا ولی شدیداً اعتقاد دارم که یه روزی خلاصه :

Some Day Would Be My Day

فقط امیدوارم قبل از مرگم اون روز برسه

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:25 توسط روزانه |

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:33

دارم گریه میکنم خودم هم نمیدونم چم شده ، باهاش دعوا گرفتم ، آماده انفجار بودم ......شاید به خاطر این بود که میدیدم چند بار رفت و سعی کرد بچه برادرش رو که گریه میکرد ساکت کنه ......... اونوقت من تا حالا دو تا جنین از دست دادم ، دارم خورد میشم ، دارم داغون میشم ، بهش گفتم کاش اون شب نمیبردی منو ب

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:33

امروز مثلا تولدمه !چه تولدی ؟کاش اصلا به دنیا نیومده بودم ، شدم مضحکه خاص و عام ، حالا دیگه همه میخوان برام ترحم کنن ، از کربلا برگشته میگه برات از گهواره علی اصغر یه دست لباس برداشتم ، اینو دیگه کجای دلم بذارم ؟!!!! جوری نگاه می کرد که یعنی آره من رفتم کربلا و پسرم رو نجات دادم .........اصلا به این

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 3:46

اول بگم امروز اولین روز ماه رمضان هست ..... امروز اولین دعوا رو گرفتم ......به محض اینکه شوهرم رفت سه نفری ریختن بیرون و شروع کردن به سر و صدا ، منم تازه خوابم برده بود ، هر چی صبر کردم که شاید برن تو خونه دیدم نه نمیرن ، بلند شدم در و باز کردم دیدم درشون بازه و سه نفری تو پاگرد پله دارن شلوغ می کن

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 3:46

صفحه بندی